وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

آخرین‌ها

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
چهار سال یعنی یه عمر!!

چهار سال وبلاگ نویسی برای من یعنی یه عمر...شاید هیچ کدوم از چهار سالهای دیگه زندگی من انقدر اتفاق نداشته...شاید هیچ کدوم از چهار سالهای زندگی من انقدر شلوغ و درهم برهم نبوده...اما این چهار سال وبلاگی یه چیز دیگه بود...گاهی خسته میشم...گاهی حرف برای گفتن کم میارم...گاهی ...ولی باز یه بخشی از وجودمه که معتادشم ...دوستش دارم اینجا رو با همه آدمهایی که رفتند از اینجا و موندند... از همین امروز وارد پنجمین سال وبلاگنویسیم شدم...هوراااااااااااااااااااا

 

 

 

 

***

چند حاشیه گاهی مهم حتی

« داشتم دنبال کیک برای اینجا میگشتم دیدم به به گویا یه رسم جدید هم به سنن تازه تاسیس ما اضافه شده...بچه که دنیا میاد در ابعاد 20 سانتیمتر در 5 سانتیمتر...براش یه کیک میخرن از این ور تا اون ور بعد یه شمع صفر هم میذارن روش...اینجوری بچه رو مچاله میکنن سمت دوربین!!! خوب بندگان خدا سال دیگه یه سالش میشه عین آدم براش تولد بگیرید خوب چه کاریه خوب!!!

« امروز زدیم تو دل کوه...با کی؟ من و سمی دیگه! مگه شما قهر نبودید؟ چی؟ ما و قهر!!! ای بابا ای بابا ناخن نسابید خوب! قهر چی چیه؟ یه جور حس هیجان برانگیز ناشی از ایجاد هیجان بود!!! ...امروز کلــــــــــــــــــــــــــــــــی آب بازی هم کردیم...

قشنگ پاها در آغوش آب بود و زنبورها دور پای ما گردان و ساقه های درخت بر روی دهان ما پیچان و مگسها خلسان و الاغها چشم در چشم ما از شعف دوان و کفترهای عاشق بوسان و گربه ها پدسگ همچنان!!! این هم عکسی از ما...نه! ما پشت دوربین بودیم محل آب بازیمون پیداست! آن دورها هم الاغها دیگه دچار حالات خاص بودن پیگیر نیشید بی خیال!!!...

 

 



چهارشنبه ٦ مهر ۱۳٩٠ توسط  الی