وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

آخرین‌ها

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
آدمها، نگاه ها

هفته پیش سفر کوتاهی داشتیم به همدان... وسط بازار پرسه میزدم و نگاه میکردم.... یک آن زن کولی لاغر اندامی رو دیدم که همراه با شوهرش و چهار پنج بچه قد و نیم قد در بازار راه می رفتند و بلند بلند به زبانی که من نمیفهمیدمش با هم حرف میزدند...وقتی خودم را از قصد روبرویش قرار دادم دیدم سینه اش را از لباسش بیرون انداخته و بچه ای زیر سینه اش می مکد و در خواب است... همه می دیدنش ...مردها با چشم دیگری حتی! اما نه خودش نه شوهرش هیچ حسی به این نگاه ها نداشتند... حس نمیکردند بی حجابیست یا جلوه گری ...حس میکردند مادریست و دیگر هیچ!...چقدر نگاه بی تفاوتشان به نگاه های مردم زیبا بود...

همیشه وقتی آرام در گوشه مترو نشسته ام زل میزنم به مردم، چهره شان، نگاهشان! در نی نی چشمانشان دنبال نگاهشان هستم به همه چیزهای خوب یا بد! ... نگاههای زیادی در عکسخانه مغزم ثبت شده با داستانهایی که فکر میکنم سهم هرکدامشان است... گاهی حتی به این فکر میکنم که اگر مثل فیلمها مثلا تونل مترو ریزش کند و فقط واگن ما بماند و بس با این آدمها باید چه کرد! کدام یک از اینها میشوند آیه یأس که ما می میریم. کدامشان دکترند، کدامشان نامزدش آن سوی واگنها میشود سوپرمن نجات ما... این نگاه ها هرکدام پر از داستانند... اما نگاه بی تفاوت زن و مرد کولی چیز دیگری بود... درسم داد!... چیزی که در هیچ کتابی پیدایش نمیکنم...

امروز این عکس را دیدم و یاد زن کولی افتادم و نگاهش و حس زنانه - مادرانه ای که میشود تمام قد در برابرش ایستاد...

***

 

* این روزها کار، سنگینی میکند و وبلاگ حاشیه میشود... علاوه بر کار پر از حرفهایی هستم که از ترس قضاوت دوست و نادوست خفه هستم از گفتنشان...فقط یه چیزی میگم یه روزی که خیلی هم دور نبود آدم حساسی بودم که مدام ضربه میخوردم اما امروز آدم خواندن، نگاه کردن، بی خیال بودن، حذف کردن و لبخند زدنم... به همین راحتی...حذف کردن خیلی آسونتر از تحمل چیزیه که نباید تحملش کنیم و تحملش به خودمون سبد سبد ضربه میزنه... 


* این روزها خبرهای خوبی دارم از داستانم «بادی که از پنجره اتاق امیر می آید»... چند جشنواره غیردولتی و ... باقیش را شاید وقتی دیگر با شرح کامل گفتم...دوستی میگفت گویا در جشنواده ادبی لیکو  رتبه ای آوردیم که راستش به کل بنده خبر ندارم...فقط یادم هست درش شرکت کردم چندین و چند ماه پیشنیشخندیا سال پیش!!! 



سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ توسط  الی