وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

آخرین‌ها

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
عصر یخبندان!

همیشه دستهای من سرده...همیشه هرکس با من دست میده بعدش دستهام رو محکمتر میگیره شاید گرم بشه... و همیشه هم این سوال براش پیش میاد که جدی چرا انقدر دستهای من سرده؟... من باید براشون توضیح بدم که من فشارم پایینه مثلا...یا خیلی چیزهای دیگه...به هرحال من یه آدم سردم... من آدم سرما و زمستانم... لذتی که از این سردی میبرم برای هرکسی قابل شرح نیست... یه نوع مازوخیسم سرد بودن در من هست ... مثلا من در اوج سرما هم دوست ندارم شوفاژ اتاقم رو روشن کنم... یا مثلا دوست دارم جایی که میخوابم یه پنجره ای داشته باشه که حتی  فصل زمستون لاش باز باشه... این حالتی که دست و پاهام از سرما به نوعی زردی و کبودی بزنه دوست دارم ... حتی اینکه ناخنهام بنفش رنگ بشه... برای همین احتمالا من توی گرما می میرم ! چون کلا خدایی که آن بالاست بر عکس تمایلات من با من تا میکنه تا همیشه از این زندگی سورپرایز بشم...

گفتم من یه آدم سردم...یعنی این سرما دوستی به روح من هم احتمالا سرایت کرده... به ویژه خیلی از مردهایی که دور و بر من بودن به ویژه در محیط کاری این موضوع رو به شکلی تأکیدی بین حرفهاشون به کام من فرو دادن که تو یه آدم سردی... گویا مثلا بنده قصد دارم با این آقایون وصال خاصی ببندم که باید حتما باهاشون گرم باشم...

جالب اینه که خوب یا بد از سردی روحم هم لذت میبرم... چون بلدم با اونهایی که خودم انتخابشون میکنم از هر طبقه و جنسیت عمیییییییق گرم بشم... ولی به نظرم لزومی نداره به نوعی افسارگسیخته گرم بود ... به ویژه که روز به روز به تعداد انسانهای متوهم افزوده میشه...

دیروز توی مترو فکرم به شدت درگیر موضوعی بود ... به طوریکه به هیچ عنوان نمیفهمیدم کجام ... به صورت حدودی میدونستم من دارم میرم میدون هفت تیر که بعد برم به سمت خیابان کریم خان زند...از مترو که بالا آمدم با مردی روبه رو شدم ... به اندازه یک رژلب ساده هم آرایش نداشتم... نگاهی به من کرد... من هم ناخودآگاه  چشم در چشمش شدم... و بعد سریع نگاهم را دزدیدم به خیابان... بعد از چند لحظه متوجه شدم این بار به جای اینکه عکس من راه برود درست پشت سر من می آید... ذهنم را متمرکز کردم که یادم بیاید در آن یک نگاه چه شکلی بود... گفتم بیا چند ویژگی مثبتش را در ذهنت مرور کن تا یک مرتبه همچون سگی باهاش برخورد از نوع سومی خودت را نداشته باشی... خلاصه در همین زمان به مقصد رسیدم و وقتی بیرون آمدم دیدم بیرون ایستاده با سیگاری در دست... نزدیکم شد و گفت: میشه فقط چند کلمه بهتون بگم... جواب ندادم به راهم ادامه دادم... پشت سرم گفت: من مزاحم نیستم... فقط خواستم بهتون بگم انقدر سرد نباشید... توی ذهنتون درباره کسی که نمیشناسید تحلیل نکنید... به آدمها اجازه حرف زدن بدید... بعد رفت اونطرف خیابون... 

وقتی حرفهاش رو شنیدم با اینکه برنگشتم ببینم کجاست و چه میکنه ناخودآگاه انگشتهای دستم رو مالیدم که دیدم حسابی یخ کردن... حس کردم بیشتر از اینکه من به آدمها اجازه حرف بدم یا نه! اون آدمها هستن که برعکس این مورد  روان نژند اخیر جسارت حرف زدن ندارن... شایدم چون حرفشون منطقی نیست معمولا دلیلی برای حرف زدن ندارن...شایدم کلا عقل دارن و میفهمن که حرف غیر منطقی رو نباید زد...

به هر حال من سردم...من یه آدم سردم که لزومی نمی بینم با دیگران در هر شرایط و زمان و مکانی گرم باشم... خودم هم به آدمهایی که اینطور سردن همیشه مهر تایید زدم ولی این مهر تایید رو وقتی به طرفم محکمتر زدم که بلد بوده خوب حرف بزنه جسارت داشته باشه ولی به کلامی دیگر بی بهانه پسرخاله  یا دخترخاله نشه! 

 ***

* نمیدونم چرا انقدر شروع نوشتن وبلاگ در آبان ماه برام سخت بود... مدام به تاریخ فکر میکردم... به اینکه من برای آبان حرفی برای گفتن خواهم داشت؟

* بچه ها یه بازی ... احتمالا همتون میدونید که خیلی از عناوین پستهای من از عناوین فیلمها گرفته شده... هرکس بتواند نام حداقل بیست فیلم را استخراج کند جایزه فرهنگی(فیلم) دریافت خواهد کرد طی مراسمی که به زودی عرض خواهم کرد... جهت سهولت کار وارد این صفحه شوید که عنوان همه پستها در آن درج شده... دقت کنید پستهایی که نام کامل فیلم هست قبوله! پستهایی هم که به عنوان یک فیلم یا سریال اشاره دارد هم قبول است! باز هم دقت کنید فقط عناوین پستها مهم است نه محتوای آنها... تا پست بعد هم بازی برقرار است...

بازی تمام شد... پگاه عزیزم برنده بازی شد...با اشاره به این نامها:

1. به آهستگی... 2. نفس عمیق... 3. بابل... 4. مردی از جنس بلور... 5. خانه سیاه است... 6. عروسی خوبان... 7. عصر یخبندان... 8. سنگسار ثریا.م... 9.سگ کشی... 10. رویای خیس... 11. در چشم باد... 12. مرهم... 13. زنان بدون مردان... 14. سعادت آباد... 15.هامون... 16. معصومیت از دست رفته... 17. کارناوال مرگ... 18. شهر اشباح... 19. پوارو... 20. اسپایدر من 

فقط چندین و چند فیلم دیگه هست فکر کنم ... خودم هم باید بهشون فکر کنم...شما هم فکر کنید ببینیم چند فیلم میشه متفکر



سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠ توسط  الی