وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

آخرین‌ها

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
منطق منسوخ مرگ

امروز چند باری به وبلاگ سمیه سر زدم ... خواستم که او بنویسد... ولی این روزها سرما که آمده ما را با خودش به سرفه و عطسه و تب هم میرساند...من مینویسم...

امروز اگر از سال 86 بشمریم چند سالی هست که شاعری بزرگ، استادی عزیز از بین ما رفته است... شاعری که  بی او دنیای این روزهایمان چیز بزرگی کم دارد... شعرهای قیصر امین پور را زیییییییییاد دوست داشتم... شعرهایی دارد که میشود در کنار پنجره بارانی این روزها خواند... مزه مزه اش کرد...با پوست لبت بازی کرد و باز خواند و باز...

استاد! چند سالی هست که جایتان بین ما ادبیات بازان ادبیات خوان ادبیات کار خالیست... صندلی ای آن بالاها همیشه به یادت خالیست...

 

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید 


محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید 
خطوط منحنی خنده را خراب کنید


طنین نام مرا موریانه خواهد خورد 
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید 


دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم 
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید 


در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم 
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید 


مگر سماجت پولادی سکوت مرا 
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید 


بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

 

 

این آهنگ رو امروز خیلی زیاد دوست داشتم...شما هم دوست داشتید گوش کنید...



یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠ توسط  الی