وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

آخرین‌ها

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
بغضها و دستها...

بعضی چیزها اسمشون هم برای من بغضه! وقتی بغض میکنم نوشتن برام سخت میشه...یعنی چشمهام نمی بینه که بخوام بنویسم...و حالا از صبح! نه نه از دیشب دستم روی صفحه کیبورد بود که بنویسم و ...

 گاهی فکر میکنم واقعا آدم وطن پرستی هستم ... وقتی اسم جنگ میاد موهای تنم سیخ میشه...یه سوزش عمیقی توی ستون فقراتم ایجاد میشه...به خاطر کسانی که  رفتند... دوست ندارم این افتخار به شهیدهایی که برای ایران جنگیدند با اعتقاد داشتن و نداشتن قاطی بشه... کلا دوست ندارم با هیچی قاطی بشه...نه با سیاست نه با دین... دلم میخواد فقط با روحیه وطن پرستیمون یادشون باشیم...وطن پرستی ای که هم دین را پشت سر گذاشته هم سیاست را...گلوم میگیره.... سوم خرداد که میشه بیشتر از همه چی گریه دارم برای کسانی که رفتند...مظلوم...بی صدا...حتی بدون اینکه یک کوچه به نامشون مونده باشه... گمنام... گلوم گرفته خیلی زیاد...گریه دارم...به خاطر وطنم...به خاطر این خردادها... به خاطر همه شهیدان وطن...به خاطر همه کسانی که از زمانهای دور تا همین روزها  پیروزی حق بر باطل را فراموش نکردند...مثل این تصویر زیر که برام آشناست... انگار همین سالها بارها همچین تصویری رو دیدم...بالباسهای دیگه ...بدون اسلحه...ولی با همین شکل و شمایل...با همین هدف ...با همین شکل دستها...

 

هر موقع به مفهوم مادر فکر میکنم ... که اگر نباشه من چی هستم؟...که آنهایی که مادرشان نیست ...که آنهایی که فردا باید گوش بدید باید مادرشون رو سر یه خاک ببینند فردا چه بغضی میکنند... که فردا که فردا روز بغضه... اما هر موقع به مفهوم زن فکر میکنم تا تعریفی ازش بدم همه چیز گم میشه در ثانیه ای...انگار دلم میخواد ولش کنم...چون فکر میکنم بعضی زنها قابل تبریک نیستند...چون بعضی زنها، زن نیستند... زنهایی که فقط زبانند ...زنهایی که فقط چند عضو بدنند... زنهایی که عاملند...عامل هر چیزی که تهش بدبختیه... زنهایی که دل میشکنند به راحتی برای رسیدن آنی به چیزی که میخوان...پس به غیر از این زنها که زن نیستند و فقط مترسک یک زنند این روز رو تبریک میگم... فقط از خدا یه چیزی میخوام در این روز به من به خاطر زن بودنم قدرت فکر و تعقل بده... قدرتش رو بده تا ثابت کنم من زنم تا اگر روزی هم مادر شدم بیشتر از اینکه دلم رو خوش کنم به بهشتی که خدا بهم وعده اش رو داده دل خوش کنم به اینکه من با فکر و عقلم بچه ام رو تربیت کنم...

این روز رو دوست دارم به خاطر دست مادرانی که که هیچ وقت بچه هاشون رو رها نکردند حتی اگر گاهی بچه ها دستشون رو از دست مادرها کشیدند...این روز رو دوست دارم به خاطر دست مادرم...

 

 



سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠ توسط  الی