وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

آخرین‌ها

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
بدرود پیامهای خصوصی من!

وقتی پای دلتنگی وسط است، قول و قرار و ۱۴ فروردین که یکشنبه است و هزار چیز دیگه یادت می‌رود... فقط می‌خوای بنویسی...

دیدید وقتی آدم می‌خواد از جایی بره، مثلا از یه خونه، چه جوری بالا و پایین اتاق‌ها رو نگاه می‌کنه... هی چپ و راست می‌کنه... حتی از پنجره یه بار دیگه بیرون رو نگاه می‌کنه که اون نما توی خاطرش ثبت بشه.... یا خیلی کارهای دیگه! امشب داشتم زیر و بالای بلاگفایم را برانداز می‌کردم که از مهر ۸۶ تا همین حالا بخش اعظمی از زندگی‌ام را در چند گزینهٔ محدود مدیریتش گذراندم... وبلاگ قبلی! مرداد ۸۸ آن حذف با اطمینان! هنوز در تعجبم که در دنیای شک برانگیز زندگی‌ام آن اطمینان را برای انهدام وبلاگ از کجا آوردم! البته مطمئنم از پیام‌های خصوصی دروغی که تمام آن صفحه را پر کرده بود... امشب که داشتم آخرین ته مانده‌های خودم را از بلاگفا بیرون می‌کشیدم چشمم به ۴۶ پیام خصوصی از یک نفر افتاد!!!!!! فکر نکنید که من فقط در طول مدت یک سال و نیم ۴۶ پیام خصوصی داشتم‌ها!!! نه هرکدامتان جدا جدا تا دلتان بخواهد عمومی و خصوصی برایم ارسال می‌کردید... اما من ۴۶ تا از این پیام‌ها را نتوانستم پاک کنم، هیچ وقت هیچ وقت، حتی شب‌هایی که... از ۲۸ مهر تا ۲۹ اسفند... محتوایش بماند که دوستشان دارم... می‌ترسم بین خصوصی‌های بی‌تعداد پرشین بلاگ گم شوم... گم شویم... می‌ترسم ارج و قرب آن ۴۶ تا که دوستشان دارم از بین برود...

آخه آدم هم انقدر احساساتی می‌شه؟!!! اه اه... حالا می‌دونید چی می‌شه الان همه بسیج می‌شن منو هک کنن اون ۴۶ تا رو بخونن!!!! هکر‌ها عین دزدا میمونن دیگه! پس خواهش می‌کنم سر عیدی نزنید قفل خونهٔ ما رو بشکونید بیاین خودم بهتون کلید می‌دم برید توش!

در ضمن این خطوط را با ناراحتی محض می‌نویسم نه خوشحالی!...

بعدنوشت: امشب بی هوا دست بردم بین سی دی فیلم هایی که دوستشان دارم و از بین همشون یه فیلم درآوردم ببینم...ماهی ها عاشق می شوند...

اگر تازه به این خانه هدایت شدید حتما پست پایین را بخوانید



یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠ توسط  الی