وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

آخرین‌ها

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
بچه ها نگاه می کنند...

ساره بیات- شهاب حسینی- من- پیمان معادی- سمی- لیلا حاتمی

نیشخند

امروز بالاخره طلسم دیدن «جدایی نادر از سیمین» شکسته شد... بعد از نرفتن جشنواره و هی نشدن‌های مکرر امروز کاری کردیم که شد... وقتی یک فیلمی خوب است، وقتی یک سر و گردن از سینمای امروز ما بالا‌تر است، وقتی بازیگران همه همانجور هستند که باید باشند و وقتی‌های بسیار دیگر، به راستی گفتن هر حرفی بهانه گیری است... مهم نیست که من معتقدم شهاب حسینی را بهتر از این هم دیده بودم... باید سکوت کرد و پذیرفت که یک فیلم خوب دیدم...

ما فیلم را در پردیس ملت دیدیم... لحظاتی که به شدت دیر شده بود و مسیری را با سرعت می‌دویدیم، همزمان در سالن روبرو فیلم این مردک هم صدایش می‌آمد... حتی شنیدن صدایش هم می‌توانست حال من را بگیرد...

دیر شدن باعث شد ۵ دقیقه اول فیلم را از دست بدهیم که به لطف سینما داران پردیس، مجدد در سانس بعد دیدیم... این تیتراژ فیلم... تیتراژ شناسنامه‌ای فیلم... خیلی خوب بود همین... چنان پرتت می‌کند به این محیط دادگاه و قضاوت که نگو!!!... فیلم را با فشار پایین، دست‌های یخ و ضربان قلب بالا دیدم... تمام مدت به هم نگاه هم نکردیم... فقط پرده را دیدیم... و چه سکوت لذت بخشی داشت این سینما... و چه مردم خوبی بودند تماشاگران امروز پردیس ملت...

 

اما دلیل عنوان این پست، بیش از هرچیز نگاه بچه‌های فیلم به دنیای دروغ آدم بزرگ‌ها قلبم را لرزاند... و چقدر دلم سوخت برای ترمه که داشت کم کم وارد این دنیای کثیف می‌شد... و برای آن سمیه کوچولویی که هنوز نگاهش روی قلبم سنگین است...

سیمین حق داره، تو ایران نمی شه با این وضعیت زندگی کرد، ایران، شهر دروغینی شده، بلوغ در ایران یعنی کم کم یاد بگیریم  جدی جدی دروغ بگوییم و هر جور که خواستیم در مورد آدم ها قضاوت کنیم...

ممنون آقای فرهادی، ممنون

این هم کادوی امروزم و غذای اسپایسی(خوشمزه) در رستورانی که بوی آزادی می‌دهد... باور کنید این بو را!... و چه حالی می‌دهد غذا بخوری، رضا یزدانی و ابی گوش دهی و... به احترام همین حس که در عرض نیم ساعت هم شده به ما منتقل شد ما این رستوران را دوست داریم...

 

 ----------------------------------------------------

دو نکته بسیار بسیار مهم:

* وبلاگ گریه در آغوش داستان، با یک داستان نه چندان قدیمی از من به روز شد. اگر کلتی در میان بود...

* دوستان بسیاری درباره نحوه استفاده از گوگل ریدر و ساختن لینکهای چرخشی در وبلاگ سوال پرسیده بودند. مسترشین عزیزم به روش بسیار ساده و گام به گام مطلب را توضیح داده. به نظرم تمام وبلاگنویسان و وبلاگ خوانها(الزامی به وبلاگنویس بودن نیست) این دستور العمل را بخوانید و در کمتر از یک ساعت بخش بسیار مفیدی را به وبگردیهای خود اضافه کنید. هم بیشتر خواهید خواند و هم مفیدتر. و به راحتی از به روز شدن وبلاگها و سایتهایتان و یا مطلب شیر شده توسط دوستانتان مطلع خواهید شد.

 نحوه استفاده از گوگل ریدر + ساختن لینک چرخشی در وبلاگ



سه‌شنبه ٩ فروردین ۱۳٩٠ توسط  الی