آرزوی تو، خاطره من!!

دیروز برای اولین بار با یکی از بچه های کلاس به شدت دعوا کردم! یعنی وجهی از من در دانشگاه دیده شد که احتمالا کسی از من ندیده بود! حالم داشت از کلاس به هم میخورد! تمام انرژیم رو از دست دادم! بعضی از این افرادی که به واسطه هایی رفتن زیر اسم «مرد» واقعا در مورد یه زن، در مورد یه استاد جوان زن چی خیال میکنن؟؟؟ فکر میکنن مثلا ممکنه در برابر هر رفتاری بشینن گریه کنن؟! جا بزنن؟! ببخشن؟! بیخیال شن؟ نخیییییر اگه این آدم اینطور آدمی بود اصولا نمیپذیرفت در جوی چنین و در کشوری چنین درس بده! بهشون تحقیق دادم مثل هر ترم طرف رفته یه برگه از ویکی پدیا پرینت گرفته(بدون تغییر فونت حتی) بعد میگم این چیه؟ این تحقیقه؟ برو نمیخوامش! اصلا نمیخواد تحقیق اگه فکر میکنی تحقیق اینه! وایساده وسط کلاس اراجیف تحویل دوستش میده و نمیفهمه خدا از قدرت چشم ما اندکی کاست که قدرت شنواییمان را بهبود ببخشد! بنده هم چنان برخوردی کردم که خودم هم از خودم انتظار نداشتم که بتوانم! ولی شد! باید میشد! باید بعد از دو سه جلسه اراجیف گویی حساب کار دستش می آمد که نشنیدن و صبر کردن و نگاه نکردن و جواب ندادن حدی داره! که از حدش که بگذره اسمش صبر نیست حماقته! و در همین لحظه قسم میخورم با توجه به پرشدن ظرفیت غیبتهای این آدم تا این جلسه بنده هیچ گونه تضمینی برای حذف نکردنش نمیدهم! گاهی باید آدمها بفهمند که رفتارهاشون یه جایی ممکنه خرشون رو بگیره... 

نتیجه اخلاقی اینکه از دیروز تا حالا یادش که می افتم دوست داشتم تو جایی غیر از دانشگاه این اتفاق می افتاد تا به جای برخورد قانونی به نمایندگی از تمام نامردانی که اسم مرد خورده روی پیشونیشون دوتا چک و لگد به علاوه سایر متعلقات نثارش میکردم... 

نکته جالب اما در تمام این مدت این بوده که وقتی به بچه ها تحقیق میدم تقریبا هشتاددرصدشون میرن از توی اینترنت یه کپی پیست میکنن برای من میارن و وقتی من قشنگ آدرس میدم بهشون که این مال فلان سایته و شما کپی پیست کردی و این تحقیق نیست کاملا انکار میکنن!!!! کاشکی همه مثل من قبل از برخورد با هر آدمی اسمش رو سرچ میکردن ببینن طرفشون چقدر اهل اینترنت و کار تحقیقاتی و این چیزاست بعد میفهمیدن که کارشون ضایع است خیلی ضایع!!! ولی خب اینا کلا اینطور فکر نمیکنن! از این زوایه نگاه میکنند که : استاد که نمیفهمه!!! ...  نمیدونن که ما توی این امور شب هفت هم نیستیم چه بسا سال رو هم رد کردیم! اینجاست که به یاد علی صادقی عزیز باید بهشون گفت: اونی که برای تو آرزوست واسه ما خاطره است!!!!

چه پست نکبت باری اه اه اه

/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیره

واقعا هیچی بدتر از این نیست که یکی ادمو احمق فرض کنه [عصبانی][عصبانی]

اتابک

قبول دارم روز به روز و سال به سال کیفیت آموزشی و انگیزه دانشجو ها واسه اینکه واقعا به معنای واقعی همانند اسمشون به دنبال دانش باشن کمتر و کمتر میشه؛ اما خودمونیم، خود ما ها هم یه زمانی که دانشجو بودیم گاه گاهی وضعمون خیلی بهتر از حال و روز اینا نبوده .. بهر حال هرکس به بهانه ای .. شاید کمی بی مسئولیتی، بی انگیزگی و گاهاً هم کمبود وقت و درگیری های روزمره ...

داش بهی

نه اصلأ نکبت بار نیست خیلی خوبه اول اینکه خیلی دلم خواست کاش چنین استادی حتی شده واسه یه ترم به پست ما میخورد و طعم استاد این مدلی که واسه ش خاطره ست رو میچشیدم دومم یادم رفت :)

pegah

yani motenaferam az in shagerdaa, khodaaaaaa!! yekish vase be gand keshidn ye kelas kafie!!

گلابتون بانو

دمت گرم! خیلی حال کردم! کلا از خانومای باجذبه خوشم میاد![دست] خدا بهم رحم کرد استاد من نشدی!!![خنده]

سهیل

سلام به نظر با صبر بیشتر و رفتاری منطقی و با استفاده از ابزار قدرتی که نظام آموزشی در اختیار شما قرار داده است بر خورد می کردید ببین(نمی خوام به به کنم از رفتارت، یا اه اه کنم می خوام اون چیزی که تو ذهنم آمده رو بگم) شما در جواب کامنتی گفتی فرهنگی پایین تر از صفر جامعه ... خود این نگاه بالا به پایین دستی به نظرت این اجازه رو نمی ده که صبر لازم رو نداشته باشی یادمون باشه که ما قراره معلم یا مربی باشیم شما اونجا اگر نمره اون تحقیق رو صفر می دادی(ابزار قانونی) بقیه متوجه می شدن که تحقیق جامع تری انجام بدن( به هدفت می رسیدی) و ضمن آنکه طول روزت رو خراب نمی کدری دقدقه برای خودت درست نمی کردی که براش یک پست بنویسی می خوام بدونم اگر در ذهنت خودت و او را در یک طبقه و به عنوان دو انسان برابر با هم می دید همین گونه بر خورد می کردی ضمن آنکه اینجا یک رفتار تناقضی انجام گرفته (فکر کنم این که می گم یک مغالطه باشه اما نتونستم مغالطه اش رو در بیارم) شما به خاطر رفتار زشت یک نفر رفتار بد دیگری انجام دادی یعنی بخاطر همون چیزی که از آن رنجیدی آن را تکرار کردی!!! فکر کنم نمونه اعلی این بحث را بشه در داستان

سهیل

مثنوی و مقابله علی با کافر عرب و خدو انداختن بر او دید که رفتار زشت را با رفتار زشت جواب نداد و اجازه نداد احساسات خود بر نیتش غلبه کند اینجا فکر می کنم هیجانات و احساسات بر تعقل و نیات شما(همان تعالی بخشیدن به فرهنگ جامعه ، یا آشنایی با فرهنگ ایران به عنوان وسیله جهت خود کاوی و...) غلبه کرده است

س.رشیدی

الی! تو یه پست نوشته بودی در مورد اون واگن نیمه خانمها نیمه آقایون مترو؟؟ اولش فکر می کردم برادر چوبی بوده بعد رفتم گشتم پیدا نکردم. گفتم شاید پست تو بوده![نگران] الان دارم فکر می کنم اصلا شاید برادر سهیل نوشته بوده! چیکار کنم؟ پیداش نمی کنم! حالا اضطراری هم نیستا. اما کلا روی اعصابمه![خنثی]

س.رشیدی

[بغل][ماچ]چ وای مرسی عزیزم، جدی دیشب خل شده بودم دیگه،[خنثی]

سهیل

سلام توضیحات کاملی بود ممنون این روزها پردیسان خیلی خیلی خوشگل شده برید اونجا بدوید و لذت برید حال روز سگی ما رو سریع به حالت خوب تبدیل می کنه