قلب

دست و پام رو به صورت وحشتناکی گم کردم... به صورت وحشتناکی حالم بده و به صورت وحشتناکی حس میکنم حالت تهوع دارم... گوشیم دو سه روزی خاموش بود... توی حال و هوای خودم بودم... تقریبا کسی غیر از اینجا با من راه ارتباطی ای نداشت... بسته بودم این راه رو... امروز عصری وقتی گوشیم رو روشن کردم و وقتی پیامی دریافت کردم که او بر اثر عارضه قلبی فوت کرده است حس کردم قلبم تیر کشید... نفسم بند اومد... ترسیدم... از اینکه اطرافیانی که میشناسمشون برن میترسم... دست و پام رو همون موقع به طور وحشتناکی گم کردم... گوشیم رو از ترسم بی اختیار پرت کردم زمین... احتمال نود درصد گفتم اشتباهه ولی وقتی رفتم و دیدم که واقعی است به صورت وحشتناکی حالم بد شد... 

مرد خوبی بود... همکار خوبی بود... سر ماجرای اینکه ترانه میگفت با هم بیشتر توی دانشگاه آشنا شدیم... بار اولی که هم صحبت شدیم با لپ تاپش نشسته بود و وقتی فهمید من ادبیات درس میدهم لپ تاپش رو به طرف من گرفت که بخوانم و نظر دهم...با احساس بود... زیادی فعال بود... غم عجیبی در چهره اش داشت... غم عجیبی در چهره اش داست و گویا دلی پر از حرف و سری پر از مشغله... ترمی که گذشت تمام چهارشنبه هایش هم صحبت بودیم... آخرین بار همین یکی دو هفته پیش بود که در دانشگاه دیدمش...سر کلاس بود... برای هم سری تکان دادیم... نگاهش همیشه حرف برای زدن زیاد داشت... باورم نمیشود همین! به طور خیلی وحشتناکی فقط حالم بده... و تنها دلم خواست روی این صفحه حسم را بنویسم در حالیکه دستهایم مثل بید میلرزد...بیشتر از این نمیتونم بنویسم... فقط عمیق غمگینم...عمیق...

بعد از چند روز فکر کردم به زندگی عادی برمیگردم که این اتفاق درست شبیه زلزله ای من رو تکون داد... 

/ 17 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
س.رشیدی

نگاه جان! تبریک بسیاااااااااار زیاد بابت قبول شدنت.[دست] مطمئن باش همین جایی که قبول شدی خیلی خوبه. اصلا درنگ نکن و دل بد مدار. که جستن از این تنگه هول خود کاری بود بس عظیم که تو توانستی[قلب][قلب] به خدا خیلی خوشحال شدم امروز. هم خبر قبولی شما هم قبولی برادر مهدی ابراهیمی. الی! برادرمون تربیت معلم شبانه قبول شده! [دست]

ستاره

دردناکه... فقط می‌شود گفت: متأسفم... و امیدوارم این زلزله بهانه‌ای بشه تا یه کم حالت بهتر بشه... مثل یه شوک...

س.رشیدی

من دیشب اینجا یه پیام بوس و قلبی گذاشتم انگار نیست[گریه] [ماچ][قلب][پلک][بغل]

فرزانه..

عزیز دلم تو این موقعیت بودم خیلی بده.. زندگیه دیگه تو مواظب خودت باش خیلی[گل]

پگاه

چی بگم الی جونم؟ :( دوستت دارم

س.رشیدی

الی! شنیدم که کریست دیشب ترکانده! کلا موری جان رفته هوا از حرکتش! شنیدم که ملت فوتبالی را در بهتی عظیم فرو برده و بزرگان در پیش پای طلایش به سجده افتاده اند! [نیشخند][زبان]

س.رشیدی

[مغرور][عینک][زبان]

yasna

الان حالت خوبه الی؟

سارا

روحش شاد. چقدر خوبه بعد رفتن، یادگارهای خوب توی ذهن بقیه داشته باشیم. اون پست که چک آپ های زیاد شدی رو خوندم. می خواستم تشکر کنم از اینکه به فکر سر دردها بودی.