/ 39 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

الی جان, افتخار میدید بنده هم رمز داشته باشم. قربونت بشم.

مسافر

سلام. چرابه من رمزنمیدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه قبلیا روهم رمزدارمیکردیدبهترنبود؟؟؟؟؟؟ حداقل امثال من نوعی که قابل رمزگرفتن نیستن(به ظاهر) دیگه اوناروهم نمیخوندن که اشتیاقشان برای خواندن نامه های بعدی بیشتربشه،بقولی عطش داشته باشن ولی ناکام بمونن [ناراحت]بنظرم این خیییییلیییییییییی بهتربود......!!!

زهرا جوون

نامه بیست و دوم رو همین الان خواندم...تهمت...گریه ام گرفت...سوم رمضان /هنوز یک ماه نشده/مادر شوهرم به من تهمت زد که من فقط توی فکر پول شوهرم هستم و واسش زن نبودم تا حالا...دلم به درد اومده از حرفش..هیچ وقت نمی بخشمش...هیچ وقت...چون من تا حالا هیچ وقت از شوهرم پول زیادی و مفت نگرفتم...

نیره

کجایی الی؟

علیرضا

سلام قصدم دخالت کردن تو تصمیم یا هر دلیل دیگه ای که چرا نامه روز بیست و ششم رو ننوشتی نیست ، اما در خصوص نامه روز بیست و پنجم : در رابطه با ظلم که نوشتی یه جمله میخوام بنویسم در مورد اینکه با خدا درد و دل کرده بودی البته حس و حال شما با خدا به من ارتباطی نداره ولی میدونم حس های قشنگیه و یادتون باشه که خدا همیشه اون بنده هائی رو که خیلی دوست داره رو بیشتر مشکلات سر راهشون قرار میده . حالا قضاوت با خودتون این قشنگ که خدا سر راهتون مشکلات قرار بده یا مثل خیلی آدمهای دیگه به حال خودمون رهامون کنه که هر کاری کردیم یا نکردیم یادی از خدا در دل یا حتی به زبونمون نیاد ، حالا ببینید از نامه روز اول تا الان که زحمت کشیدید و نوشتید من و امثال من هم سعی کردیم استفاده کنیم چقدر خدا رو یاد کردید و با همین یاد کردنها چه کسائی نامه هاتون و خوندند و رفتند و عاشقانه تر با خدا درد و دل کردن پس اجازه ندید این حس و حال فقط برا خودتون باشه . فضولی کردم ببخشید.

نیره

سلام من تو وبلاگم ختم قرآن گذاشتم برای فوت شده های زلزله هرکی دوست داشت بیاد شرکت کنه

سه نقطه

حرفمان راغورت داده ایم اکنون دلمان درد میکند... طبیب بیاورید!

پگاه

نامه‌ی بیست و هفت رو خیلییییییییییییییییییییی دوست داشتم :)[لبخند][قلب]

س.رشیدی

نامه بیست و هشت رو تو نوشتی من میخوام زیرش بنویسم: همینایی که الی گفت برا منم همونا! اون بی صبری و بی تحملی... اون خواستنه .... درست می شه همه چیز الی... خدا بهمون میده جواب صبرمون رو.. من می دونم...