نامه روز هجدهم

سلام خدا!

شاهدی موقعی که شروع به نوشتن کردم تمام هم و غمم این بود که خودم به 30 موضوع مختلف فکر کنم و فکرهایم را شریک کنم با باقی...نه قصدم این است که به کسی حرفی را بقبولانم که آدم این حرفها نیستم...یعنی واقعیت برایم مهم نیست که دیگران حرفهایی از من را قبول کنند ! خب نکنند مگر چه میشود؟ اصلا ممکن است در این دنیای سایه ها من نفهم باشم که میدانم هستم...نه قصدم این بود که ادعای وبلاگ نویسی کنم که پیش از این ثابت شده است دنیا و ادعای وبلاگ نویسی ام در چه حدی است و چه هدفی دارد... اما پس از هجده روز با نگاه دیگری از مردم وبلاگخوان اغلب بی نام و نشان آشنا شدم...مهم نیست... کامنتهای هیچ کدامشان باقی نماند تا بشود مایه فکرم...در واقع این نامه ها مخاطبش بیش از هرکس خودم بودم نه کس دیگر...آنها که شریک شدند باعث افتخار من بود همین!

به ما قدرت پذیرش بده... و قدرت شعور در صحبت...قدرت احترام به عقاید دیگران...و در نهایت قدرت سکوت... همیشه حرف زدن نشان شعور نیست گاهی سکوت تو را باشعور میکند...

این نامه ها از شب بیستم به بعد خصوصی است...حرفهایم کمی محرمانه تر است و دوست ندارم هرکسی خواننده اش باشد به صورت عمومی ... راستی لینک زیر هم چیز مهمی نیست حرفهای درگوشی من با خداست در این شب... خیلی هم عرفانی و عاشقانه و این حرفها نیست پر از خواسته است دوست دارم بنویسم اینجا تا داشته باشمشان برای خودم... بیایید بی وقفه امشب برای هم دعا کنیم...

***

خدا رو شکر برای این شب رویایی کاروان المپیک ما(به قول فردوسی پور البته) ذوق مرگ شدیم امشب!

 ضمیمه نامه هجدهم... خدایا خوب نگاهشون کن

 

/ 11 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیره

اگر واقعا همه قدرت پذیرش عقاید مخالف رو داشتن چقدر خوب می شد. التماس دعا.

گلابتون بانو

یکی از مشکلات بزرگ ما همینه. قدرت تحمل حرف مخالف رو نداریم! من نمی دونم چرا بعضیا وقتی از مطالب یه وبلاگ خوششون نمیاد به جای کلیک روی اون ضربدر قرمزه میان کامنت های مسخره میذارن؟؟؟ امیدوارم شب احیاهای خوب و بابرکتی داشته باشی. التماس دعا.[گل]

مشق سکوت- رها

چقدر زیبا بود اونچه که نوشتی، وبه نوعی تلنگر بود، لذت میبرم وقتی تو وبلاگی میرم و از اون درسی میگیرم " به ما قدرت پذیرش بده... و قدرت شعور در صحبت...قدرت احترام به عقاید دیگران...و در نهایت قدرت سکوت... همیشه حرف زدن نشان شعور نیست گاهی سکوت تو را باشعور میکند..."

sorry it s a test!

س.رشیدی

در هر حالی در هر مکانی در هر جایگاهی که آدم باشه عده ای هستن که حرف آدم رو نمی پذیرن. طبیعی هم هست، اختلاف عقاید در اثر تعدد ذات و درونیات آدما، تا ایتجاش ناراحت کننده نیست، اونجایی به آدم فشار وارد می شه که طرف به بدترین شکل ممکن اختلاف نظر خودش رو مطرح می کنه. با بی ادبی بی نزاکتی و بی اخلاقی. اینجای قضیه است که آدم رو به مرز عصبانیت نزدیک می کنه. و به نظر من این محصول تربیت غلط ایرانیه. هم اون رفتارهای بد و ناهنجار در مقابل اختلاف عقیده و هم اون عدم پذیرش نظر مخالف، اول از همه باید دعا کرد برای خودمون و بقیه و بعد باید قدمهایی در این راه برداشت، ینی واقعا هرکدوممون سعی کنیم در مقابل نظر مخالف جبهه گیری نکنیم و فقط بشنویم و به نظر دیگری احترام بگذاریم... جقدر رویایی می شه کشورمون اگه همه همینطور بشن...

س.رشیدی

راستی! فکر می کنم من امشب رو بابت این همه موفقیت ورزشکارامون در جهان عین خاطره فوتبال ایران و استرالیا تا آخر عمر در ذهنم داشته باشم به عنوان یه شب بی نظیر. چقدر همه چیز فوق العاده بود. اون برتری چشم گیر از همه بیشتر خوشحال می کرد آدم رو. خدارو شکر واقعا. دستشون درد نکنه. واقعا مایه گذاشتن از خودشون. [لبخند][لبخند]

س.رشیدی

راستی الی! می دونی امشب دوست داشتم دو تایی کجا می بودیم؟ اون مسجد نقلی توی تویسرکان. همونجا که اون درخت چناره بود. همون مسجدی که می گفتن یه پیری داره... همونجا...

س.رشیدی

جو گرفت منو رفتم توی پست پایینی بهت جواب دادم! [نیشخند]

پگاه

هی خواهر جان. اگر این اتفاق بیفته که دنیا گلستان میشه :) ولی امیدی نیست. [چشمک] یعنی این احترام گذاشتنه به نظر دیگران حد بالایی از شعور رو لازم داره .. و این جمله ات قشنگ بود: در نهایت قدرت سکوت... همیشه حرف زدن نشان شعور نیست گاهی سکوت تو را باشعور میکند... [گل]

نگاه

الي اون تسته من بودما.داشتم فيل شكن جديدم رو تست مي كردم!(نه كه اگه نمي گفتم اف بي آي تو زحمت مي افتاد!!!)